تبليغاتX
سمای دانیال منم .....

سمای دانیال منم .....

 

 

 من دوستت دارم همیشه.خوشبخت بشی دانی من.تو حق زندگی داری.دوستت دارم....

+نوشته شده در ساعتتوسط SAMA & DANYAL |

چقدر زود گذشت  از اون روزي كه برام گفتي عشق جاودان مني سما.چقدر زود گذشت.معني جاودانيت رو هم فهميدم.6ماه يعني جاودانيت.خيلي عاليه.اون عشق آتشين اگه قرار بود هنوز يه سال نشده فروكش كنه همون بهتر كه به فرجام نرسيد.تاريخ مصرف اين عشق تو كمتر از يه سال بود آقا داني.وقتي نيوشا اومد گفت بيا وبم دنيا رو سرم چرخيد فقط يه چيز جلوي چشمم اومدش ميدوني چي؟؟؟؟كلمه آخر آپت يادت مياد چي بود؟فكر نكنم اصلا يادت باشه كدوم آپ.اصلا يادت نمياد من كي هستم.يه كمي به مغزت فشار بيار شايد شايــــــــــــد يادت اومد.نه يادت نمياد.من  از يه مورچه كمتر بودم كه بخواي يادت باشه.اصلا نميدوني از چي حرف ميزنم.باشه.برو وبلاگت.كامنتاي يه سال منو بخون.همونايي كه با هم شروع كرديم به نوشتن.توي هر كدوم از وبلگات هر كدوم از آي ديات بري يه نام و نشوني از من هس.نكنه وبلاگاتم حذف كردي كه مبادا منو يادت بياد.آخي.چقدر دلم سوخت.عيبي نداره.يه مورچه اين حرفا رو نداره.

بذار خودم يادت بيارم.برام نوشتي

 

.                            سما به دادم برس عشق جاودانم...

 

 

سما ميخواست به دادت برسه ولي نشد.نذاشتن.نت رو قطع كردن.گوشيشو گرفتن.توي دانشگاه رفتن و با دوستاش گشتن تحريم شد.اون روزايي كه داني با دوستاش توي نت.نت.نت.نت.حرف ميزد و دردل ميكرد.اون شبايي كه با ايمان ميرفت بيرون گريه ميكرد.سما چه كار ميكرد؟نكنه داشت هرهر ميخنديد؟نه.فكر نكنم.بدبخت تر از اين حرفا بود.بعد از امير پشتت به داني گرم شده بود آخه.نه.هرهر نميخنديدش.مامان و بابا و خواهرش نميذاشتن 2 ثانيه تك باشه نكنه به ياد داني بيافته.حتي حق نداشتم تو اتاقم تنها باشم.چه برسه به گريه.تواون لحظه ها كه يه اس ام اس ميداد به ايمان تا از حال تو بپرسه ايمان توپ و تشر ميزد سرش.انگار ارث باباشو ميخواد.كاسه داغتر از آش شده بود.توي اون موقعها حتي نيلو نبود تا دردودلمو گوش بده..يا مژي كه باهام همدردي كنه و بگه الهي بميرم برات سما.

سما چقدر بيچاره شد.

 

ميدوني غرورمو جلوي امير نشكستم.حتي بعد از شبي كه اومد خواستگاريم بعد از اين همه حرف.وقتي گفت چرا نه؟گفتم نميخوام تورو.زود گفت دانيال؟گفتم نه.گفت پيداش ميكنم.به دست و پاش افتادم كه نه.

دانيال يا هر كسي كه اينو ميخوني تو نميفهمي من چي ميگم.نميفهمي.بگذريم.

اومدم بگم عشق جاودان اين بود؟؟ميذاشتي سال من شه بعد رخت عروسي تنت ميكردي داني.دختر قحط نبود.دير نميشدش.

تحملت انقدر كم بود؟يه مردي زنشو ميزد خيلي ميزد.بدجوري سياه و كبودش ميكرد بنده خدا رو.خانومه بعد از كلي دوندگي تونست طلاق بگيره.روزي كه ميخواست دوباره ازدواج كنه رفتن به شوهر سابقش خبر دادن.طرف سريع عين فشنگ بلند شد رفت دنبال زنش.عجيب ترسيده بود.گفت منو ريختي به هم.خدا شاهده نميذارم...همون روزا مرده سكته كرد و مرد.خانومه انقدر خانوم بود كه تا سال همون حيوون كه فقط كتك زدن بلد بود صبر كرد بعد ازدواج كرد.

خلااااااااااااااصه منظورم اينه كه والا اونم يه سالو تحمل كرد.من كه كتكتم نزده بودم كه فشنگ شدي توام عزيزم.عزيز مني هنوز؟؟؟نه.عزيز اون شدي.چند وقته؟نكنه يه ماه بعد از من؟همه ي ترسم از اينه از يه ماه كمتر باشه....

 

من به كنار.من مورچه.داداش مهدي داداش مهدي از دهنت نمي افتاد.يادت مياد اينو كه ايشالله؟دنيا بهترين خواهر بود.ولي يه خورده بي انصافي بود كه نري سراغشون و اداي آدمايي رو در بياري كه اصلا نت نميان.از كي ميترسيدي؟؟از من مورچه؟يا دنيا و مهدي هركول؟يا نيلو و مژي كه هر روز از من حالتو ميپرسيدن و من ميگفتم خوبه.سلام رسوند؟؟؟

همه ترسناك بودن به جزززززززززز نيوشا.چقدر خوب.آبجيت؟هه

 

خداحافظ عاشق جاودان.كاش معني كلمات رو آدما خوب بفهمن

 

 

+نوشته شده در ساعتتوسط SAMA & DANYAL | |

 

 

 

     تو رو به عشقمون قسم بیا بهم راستشو بگو.دارم میرم دانی.توروقرآن مجید دانیال

+نوشته شده در ساعتتوسط SAMA & DANYAL | |

 

 

 

                             تولدت مبارک

+نوشته شده در ساعتتوسط SAMA & DANYAL | |

 

 

تو سنگدل نبودی.من منتظر یه آپم از تو

+نوشته شده در ساعتتوسط SAMA & DANYAL | |

 

 

 

سلام اي كهنه عشق من كه ياد تو چه پا برجاست

سلام بر روي ماه تو عزيز دل سلام از ماست

تو يه روياي كوتاهي دعاي هر سحر گاهي

شدم خواب عشقت چون مرا اين گونه ميخواهي

 

من آن خاموشه خاموشم كه با شادي نميجوشم

ندارم هيچ گناهي جز كه از تو چشم نميپوشم

تو غم در شكل آوازي شكوهه اوج پروازي

نداري هيچ گناهي جز كه بر من دل نميبازي

 

مرا ديوانه ميخواهي ز خود بيگانه ميخواهي

مرا دلباخته چون مجنون زمن افسانه ميخواهي

شدم بيگانه با هستي ز خود بي خودتر از مستي

نگاهم كن نگاهم كن شدم هر آن چه ميخواستي

 

بكش دل را شهامت كن مرا از غصه راحت كن

شدم انگشت نماي خلق مرا تو درس عبرت كن

بكن حرف مرا باورنيابي از من عاشقتر

نميترسم من از اقرار گذشته آب از سرم ديگر

 

 

دانيال خوبم سلام عزيز دلم.خوب فراموشم كردي.حق داري.دانيال چي بگم از دردام؟اين شعرو ميبيني؟اين پايينيه.با تموم دردام نوشتما.شاعرش من نيستم.ولي عاشقش منم.يه آلبوم كامله از علي مهدوي.اگرچه من فقط همين اهنگشو دارم.متسفانه.وگرنه همشو برات مينوشتم.

شعر اولم از ستاره.آهنگ سلامشه.من خيلي دوسش دارم.آلبوم اين يكي رو كامل دارم.هه هه.

سال نو مبارك.

به فاصله ها فكر نكن به جاذبه هاي بينمون فكر كن.هفته پيش پيشت بودم.از هواي تو تنفس كردم.از هواي  شهر تو.بعد از مدتها احساس كردم زنده شدم و بازم همون سماي توام.

انقدر نفس كشيم كه شايد جاي خاليت پر شه.عموم منو برد بهارستان.بالاي اون كوهه كه زيرش درياچه اس.احساس ميكردم توام اونجايي.همه جا تو بودي.به خدا هر كسي رو ميديدم انگار تو بودي.بوي تو مي اومد.

عموم همش ميگفت چته؟چرا تو خودتي؟منم مجبور شدم لو بدم جريانو.البته نه كامل.خلاصه همه چي رو شدش.بنده خدا گفت كمك ميكنم.گفتم نه.نمخوام.حتي ميگفت آدرس داري پا شو بريم دنبالش.گفتم نه.ميگفت ديوونه چرا عذاب ميدي خودتو؟گفتم ما با اين وضع كنار اومديم.كلي باهام حرف زد.

دانيال منو تو خيلي بيچاره بوديم.

براي عموم جالب بود.ميگفت چقدر خوب تحمل ميكني.گفتم مجبورم.عموم پيشنهاد كردش كه يه نامه و يه هديه برات بذار بالاي اون كوه.اولش قبول كردم.ولي بعدش گفتم نه عمو.گناه داره.باز داغش تازه ميشه.عموم مرد خوبيه.راز داره.ديدم ممكنه پيدات كنه اسمتو گفتم سهراب.همشم گير داده بود كه سما و سهراب.چقدر زيبا.آخه تكه كلام عموم زيباس.نيس خودش خيلي زيباس...

ديگه چي بگم؟اصلا نيومده بودم پست بذارم.اومدم ببينم تبريك عيد گفتي يا نه.كه ديدم بلـــــــــــه.گفتي.اونم چه تبريك قشنگ و طويلي.

بايد برم چاره اي نيست...به خدا ميسپارمت دانيه خوبم

 

 

 

 

 

 

من پر از خاطره هاتم خاطره هاي موندني

هنوز برام زمزمه ي قشنگ دل سپردني

تو بهترين بهانه و ترانه ي دزديدني

حتي براي گريه هم

 

 

عشق مني عشق مني

تو آرزوي اين دل ديوونه امي

 

 

جاي دستات خاليه هميشه تو دستاي  من

فاصله يار قديمي شده جادوي طلسم دوريه ما

توي روياي رنگيت عكس چشماتو ميبينم

تا كه مبينم تو نيستي با نبودنت ميميرم

 

 

عشق مني عشق مني

تو آرزوي اين دل ديوونه امي

 

 

 

 

 

 

مواظب خودت باش.دوستت دارم مثه روز اول.بدون اين كه كم شه.يه روز ميخوام آپ كنم.اگرچه نظر هيچ كسي برام ديگه ممهم نيس.اما تو بايد كامنت بذاري.تو كه آپ نكردي.در حالي كه من ازت خواسته بودم....

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+نوشته شده در ساعتتوسط SAMA & DANYAL | |

نــه .

ازم نخواه که هیچ وقت اون کارو نمیکنم .

حتی دیگه نتم خیلی کم میام ،

میخوام دیگه نیام ...

تا حالا هرچی ازم خواستی رو چشام گذاشتم اما این یکی رو نه ...

تموم شد ...................


مواظب خودت باش ..

دیگه دانی رو نمیبینی ...

امیدوارم در کنار هرکی که هستی خوشبخت بشین هر جفتتون ...

برات آرزوی موفقیت دارم ...


منم شاید برم سربازی ...

دانشگاهمم دیگه ........

خوب دیگه برم ....

خیالم راحت شد که فهمیدم نامردی نکردم ...

موفق باشی ....

خوش باشی و خوشبخت سما جان ....


یا حق .... .

+نوشته شده در ساعتتوسط SAMA & DANYAL | |

 

 

نه

 

برو به خاطر من اون

 

وبلاگتو آپ کن.آخرین

 

خواهشم...

 

 

+نوشته شده در ساعتتوسط SAMA & DANYAL | |

برات آرزوی موفقیت دارم گلم ،

فقط دوست دارم آخرین سوالمو ازت بپرسم و ازت میخوام به خاطر رفاقتی که داشتیم راستشو بهم بگی ،

یعنی هرچی تو دلته رو بگی ،

من نامـــردم ؟؟؟؟


مرگ من هرچــی تو دلته بگو ، نه دیگه منو میبینی که ازم ناراحت شی نه ازم میترسی ،

فقط میخوام هرچی تو دلته بهم بگی . خواهش میکنم .



من نامـــردم ؟؟؟

در حـــق تو من نامــــردی کردم ؟؟؟؟

خواهشــــا" از طرف دلت جواب بده گلم ، خواهش میکنم .

+نوشته شده در ساعتتوسط SAMA & DANYAL | |

چی بگم؟از وقتی جدا شدیم فکر میکنی من حالم خوبه؟

چه کار کنم؟

+نوشته شده در ساعتتوسط SAMA & DANYAL | |

دیدی چطوری منو  تنهــــا گذاشتـــی ؟؟؟؟


وقتی که بیشتـــر از همیشــــه بهــــــت نیاز داشتم [گریه] ...


اومدم اینجا که کسی حرف دلمو نخونه ، فقط خودمو خودت



دیگه هم منو نمیبینی ، هیــــچ وقــــــــــــــــــت .


خواستم بدونی هنوز که هنوزه فراموشت نکردم و به یادتم ،

شبام با خوندن اس ام اس هات میخوابم ،

صبح هام با خوندن اس ام اس هات بیدار میشم ،

به خدا قسم .


برات آرزوی موفقیت دارم .

امیدوارم که خوشبخت شـــــی .





. خداحافظ .


+نوشته شده در ساعتتوسط SAMA & DANYAL | |

 

 

 

دانیال خوب و مهربون گل خودم سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

 

حالت خوبه؟من خوبم.شکر خدای مهربون

 

دلم گرفته اومدم اینجا.اما شعر قشنگ پیدا نکردم اصلا

 

اومدم اینجا ثبت کنم این لحظه رو که به یادتم.بوس بوووووووووووووووووس.ما هنوز تو قلبامون با همیم

+نوشته شده در ساعتتوسط SAMA & DANYAL | |




قبلا" یه سری میزدی ...

خیلی دوست دارم ...


هیچ موقع فکرشو نمیکردم این جوری از هم دور و جدا شیم ...



مواظب خودت باش گل من ...



دوست دارم ..





علی علی ...

+نوشته شده در ساعتتوسط SAMA & DANYAL | |

 

 

 

چه بگویم وقتی جدایی آخرین راه حل است؟

 

 

 

+نوشته شده در ساعتتوسط SAMA & DANYAL | |

علاقه و محبت شديدي كه سابقا به تو ابراز مي كردم


دروغ بود و بي احساس بود و در حقيقت نفرت من نسبت به تو


روز به روز بيشتر مي شود و هر چه بيشتر تو را مي شناسم


به دو رويي تو بيشتر پي مي برم و


اين احساس در دل من جا ميگيرد كه بالاخره بايد


از هم جدا شويم ديگر به هيچ وجه حاضر نيستم كه


روزي شريك زندگي تو باشم و اگر چه عمر دوستي چون گلهاي بهاري كوتاه بود


در اين مدت كم به طبيعت فرومايه و هوسهاي پست تو پي بردم و


بسياري از صفات و اخلاق تو برايم روشن شد مطمئن هستم كه


اين خشونت و تنه خوئي بالاخره تو را بدبخت خواهد كرد


اگر ازدواج ما سر گيرد


تمام عمر با پشيماني خواهي گريست و اگر افسانه آشنايي پايانش جدايي باشد


خوشبخت خواهيم بود و حالا لازم است كه بگويم


اين موضوع را هيچ گاه فراموش نكن و مطمئن باش  که


اين نامه را سرسري نمي نويسم و چقدر ناراحت كننده است اگر


باز هم بخواهي در صدد دوستي با من باشي بنابراين از تو ميخواهم


جواب نامه مرا ندهي چون نامه تو سرتاسر


دروغ و تظاهر است و تنها چيزي كه نداري


محبت است و من تصميم گرفتم براي هميشه


تو و يادگاري تلخ عشقت را فراموش كنم ديگر به هيچ وجه نميتوانم


خودم را راضي كنم كه دوستت داشته باشم و شريك زندگي تو باشم



و حالا اگر مي خواهي به محبت من پي ببري

نامه مرا يك خط در ميان بخوان



<< ســـما        


دوستت دارم >>


+نوشته شده در ساعتتوسط SAMA & DANYAL |



کی به اندازه من دوستت داره
بی تو یک لحظه ای آروم نداره
                                    بی تو که خواب توی چشماش نمیاد
                                     اسمی جز اسم تو یادش نمیاد

کی روزی صد دفعه قربونت میره
واسه چشمای قشنگت میمیره
                                     وقتی یک لحظه تو رو دیر میبینه 
                                     دیوونه میشه و پرپر میزنه

مثل من هیچکسی عاشق نمیشه 
نه نمیشه نه نمیشه 
                                      هیچکسی برای من تو نمیشه
                                       نه نمیشه نه نمیشه

دلم تنگه وقتی جای دیگه ای
ندارم از تو من هرگز گله ای
                                      ندارم به جز تو فکر دیگه ای
                                       آخه تو برام یه چیز دیگه ای

می دونم سخته که باورم کنی
ولی شک نکن به هرچی که می گم
                                     به خدا قسم که یک موی تو رو
                                      نه به جونم نه به دنیا نمی دم

 مثل من هیچکسی عاشق نمیشه 
نه نمیشه نه نمیشه 
                                      هیچکسی برای من تو نمیشه
                                       نه نمیشه نه نمیشه 



+نوشته شده در ساعتتوسط SAMA & DANYAL |

در این دنیا تک و تنها شدم من
گیاهی در دل صحرا شدم من

چو مجنونی که از مردم گریزم
شتابان در پی لیلا شدم من

چه بی ثمر میخندم
چه بی اثر می گریم

به ناکامی چرا رسوا شدم من
چرا عاشق چرا شیدا شدم من



من آن شیرین ادا را میشناسم
من آن زود آشنا را میشناسم

محبت بین ما کار خدا بود
از اینجا من خدا را میشناسم

چه بی ثمر میخندم
چه بی اثر می گریم

به ناکامی چرا رسوا شدم من
چرا عاشق چرا شیدا شدم من



خوشا روزی که این دنیا سرآید
قیامت با قیام محشر آید

بگیرن دامن عدل الهی
بپرسن کام عاشق کی برآید

چه بی ثمر میخندم
چه بی اثر می گریم

به ناکامی چرا رسوا شدم من
چرا عاشق چرا شیدا شدم من


سما      

دوستت دارم

+نوشته شده در ساعتتوسط SAMA & DANYAL |

 

 

 

غیر از غم عشق تو ندارم , غم دیگر
شادم که جز این نیست مرا همدم دیگر

 

 

+نوشته شده در ساعتتوسط SAMA & DANYAL |

.

 
 
تو قبله گاه مني
آخه پناه مني
حالا عاشقم
آره عاشقم
تو رفيق راه مني
نکنم دگر
به کسي نظر
که تو تکيه گاه مني
دوست دارمهاي تو
اميد موندن ميده
به اين صداي خسته
جرات خوندن ميده
واي که چقدر
دوست دارم
به قدر دنيا مي خوامت
اندازه ستارهاي آسمون مي خوامت
واي که چقدر
دوست دارم
به قدر دنيا مي خوامت
اندازه ستارهاي آسمون مي خوامت
حالا عاشقم
آره عاشقم
تو رفيق راه مني
نکنم دگر
به کسي نظر
که تو تکيه گاه مني

(آره عاشقم)3


ناز نگاه تو
باده ناب من
مست خرابم کن
تو اي همه تب و تاب من

اي گل باغ دل
چشم وچراغ دل
من به تو دل بستم
فقط تو رو مي پرستم

(حالا)4

(واي که چقدر
دوست دارم
به قدر دنيا مي خوامت
اندازه ستارهاي آسمون ميخوامت)2

آره عاشقم
تو رفيق راه مني
نکنم دگر
به کسي نظر
که تو تکيه گاه مني

تو قبله گاه مني
آخه پناه مني
حالاعاشقم
آره عاشقم
تو رفيق راه مني
نکنم دگر
بکسي نظر
که تو تکيه گاه مني
دوست دارم هاي تو
اميد موندن ميده
به اين صداي خسته
جرات خوندن ميده
(واي که چقدر
دوست دارم

اندازه ستارهاي آسمون مي خوامت)2

حالا عاشقم
آره عاشقم
تو رفيق راه مني
نکنم دگر
بکسي نظر
که تو تکيه گاه مني
 
 
 

+نوشته شده در ساعتتوسط SAMA & DANYAL |

 

 

وقتی که مثل شراب مستم می کنی   

 عاشق عشق می شم   

 می پرستم می کنی

وقتی که به من ميگی جون من بسته به جونت 

 منو آروم می کنه اون صدای مهربونت

 

نمی دونم که چرا

دوباره ديوونه ميشی

خراب و ويرونه ميشی

بتی که داغونه می شم 

ابری که گريونه می شم

 

نمی دونم که چرا

دوباره ديوونه ميشی

دوباره ديوونه می شم

 

دل غمگين منو باز تو آروم می کنی

می شکنه طلسم غم آخه جادوم می کنی

وقتی که تو بد می شی  باز

دنيا رو سرم خرابه  می بينم

 

(بقیه اشو بلد نیستم دانیالم)

 

+نوشته شده در ساعتتوسط SAMA & DANYAL |

 

 

تو بهترين هم خونه اي براي اين تنهاترين

من مي دونم سخته واست منو بفهمي

شك مي كني به من و دل،شك مي كني به روزگار

باور نداري كه چشات،كرده منو به عشق دچار

قسم به هر چي عاشق دوست دارم يه عالمه

رو تو كه بر ميگردوني برام بزرگترين غمه

كاش مي تونستم كه يه روز،توي دلت پا بذارم

توي چشات بمونم و باور كني دوست دارم

باور كني تو رو مي خوام تو همه ي ثانيه هام

منت بذاري و بياي،تو اين سفر تو پا به پام

عزيز شدي واسه دلم،تو جا گرفتي تو چشام

عشق بخون،عشق بخون، از تو تمناي صدام

پنجره ها رو وا بذار،تا پربگيرم تو چشات

منو ببين،منو بخواه،تو همه ي ثانيه هات .

 

 

+نوشته شده در ساعتتوسط SAMA & DANYAL |

 

 

 

به لب های تو می سازم کلامی
سرود آشنایی یا سلامی
ندارم جز غم عشق تو در سر
ولی افسوس که از من جدایی
*
نمی دانی چه شوری در سرم بود
نمی دانی چه شوقی در پرم بود
نمی دانی چه بودم آن زمان ها
کجا روز جدایی باورم بود
*
جدا گشتیم ولی در ریشه با هم
جدا گشتیم ولی همیشه با هم
اگر چه روی هم را ما ندیدیم
ولی در انتظارو حسرت و غم
*
جدایی نقطه پایان ما نیست
کسی یاریگر ما جز خدا نیست
جدایی هم سرود دیگر ماست
کسی آگه ز راز ما دوتا نیست
*
کبوتر های عاشق بوده ایم ما
از این دنیای خاکی رو به بالا
پر پرواز خود را باز کردیم
پریدیم هر دو تامان تا کجا ها
*
جدایی اولش بی خانمانی ست
جدایی آخرش یک یادگاری ست
صفوف خاطرات تلخ و شیرین
که آن هم صحنه ای از زندگانی ست
*
جدایی حاصل تقدیر دنیاست
نویدش چشم امیدی به فرداست
اگر یک قفل بسته باشدش نام
کلیدش در میان آسمان هاست
*
جدایی آتشی از جنس آب است
تو می گویی که نه! سربی مذابست
به دیواری که محکم باشدش خشت
جدایی ضربه از پی خراب است
*
جدایی قطره های اشک و آه است
جدایی یک مسافر پا به راه است
صدای یک وداع خانمانسوز
و تصویر دلی بر روی ماه است
*
جدایی ساکت و خلوت نشین است
فضای خالی یک همنشین است
دلم آهسته در گوشم چنین گفت:
جدایی هم قشنگ و دلنشین است
*
اگر پایان غم هایش تو باشی
جدایی بهترین حرف زمین است

 

 


+نوشته شده در ساعتتوسط SAMA & DANYAL |

 

 

 

          "دوستت دارم را دلاویزترین شعر جهان میدانم"

 

 

 

+نوشته شده در ساعتتوسط SAMA & DANYAL |

از عشق که....نه....
اما از عاقبت بي عقوبت! اين همه فاصله،
از انتهاي نامعلوم اين کوچه هاي بي چراغ و چلچله!،
چرا.........مي ترسم!......

من از لحظه اي که چشم هاي تو،
بين آوار اين همه نگاه معنا دار گم شوند!
من از دمي که بازدم تو پاسخش نباشد،
مي ترسم!

اما اگر راستش را بخواهي!
نمي دانم که از عاقبت اين همه ترانه و نامه ي بي جواب!
مي ترسم يا نه؟!
فقط مي دانم که.....محتاجم!


محتاج سکوت ستاره!
محتاج لطافت صبح!
محتاج صبر خدا!
من محتاج ترانه هاي بي قفس ِ پر از کبوترم!

من محتاج واژه هاي ساده و بي تکلفم
واژه هائي که بشود با آب غسلشان داد!
من محتاج نگاهي از جنس آب و لبخندي از جنس صداقتم!
من محتاج عطر يک احساس باران زده ي نمناکم!

من محتاج توام!
محتاج نگاه تو،
محتاج لبخند تو،
محتاج احساس تو،
همين!
از اين ساده تر و بي تکلف تر در کلام من نمي گنجد!

من محتاج توام که بيايي و مرورم کني!
با يک هوا هق هق!
با يک جفت نگاه خيس!

من محتاج يک دنيا آسمان ِ ابريَم!
که ببارد،....که براي من بشود،
بهانه اي از جنس معجزه!
تا بگويم تو را به هرمت اين ابرها که مي گريند قسم!...



سما        

 عاشقانه دوستت دارم

+نوشته شده در ساعتتوسط SAMA & DANYAL |

   « دل »‌


 

   نشد يك لحظه از يادم جدا دل                

 

                                 زهي دل ، آفريد دل ، مرحبا دل

 

    ز دستش يك دم آسايش ندارم             

 

                                 نمي دادنم چه بايد كرد با دل

 

    هزاران بار منعش كردم از عشق                

 

                                  مگر بر گشت از راه خطا

 

    به چشمانت مرا دل مبتلا كرد                    

 

                                  فلاكت دل ، مصيبت دل ، بلا دل

 

    از اين دل داد من بستان خدایا

 

                                 ز دستش تا به كي گويم خدا دل           

 

    درون سينه آهي هم ندارم                        

 

                               ستمكش دل ، پريشان دل ، گدا دل

 

   به تاري گردنش را بست زلفت                   

 

                               فقير و عاجز و بي دست و پا دل                                   

 

    بشد خاك و ز كويت بر نخيزد                   

 

                               زهي ثابت قدم دل ، با وفا دل .




دوست دارم سما

+نوشته شده در ساعتتوسط SAMA & DANYAL |

 

روي آن شيشه تبدار تو را " ها " کردم

  اسم زيباي تو را با نفسم جا کردم


حرف با برف زدم سوززمستاني را


   با بخار نفسم وصل به گرما کردم


شيشه بد جور دلش ابري و باراني شد


    شيشه را يک شبه تبديل به دريا کردم


عرق سردي به پيشاني آن شيشه نشست


    تا به اميد ورود تو دهان وا کردم


در هواي نفسم گم شده بودي اي عشق


      با سرانگشت تو را گشتم و پيدا کردم


با سرانگشت کشيدم به دلش عکس تو را


      عکس زيباي تو را سير تماشا کردم


و به عشق تو فرآيند تنفس را هم  


      جذب اکسيژن چشمان تو معنا کردم


باز با بازدمي اسم تو بر شيشه نشست


       من دمم را به اميد تو مسيحا کردم


پنجره دفترم امروز شد و شيشه غزل


     و من امروز براين شيشه تو را " ها " کردم


آن قدر آه کشيدم که تو اين شعر شدي


    جاي هر واژه ، نفس پشت نفس جا کردم


سما دوست دارم



 

 

+نوشته شده در ساعتتوسط SAMA & DANYAL |

 

     کی گفته بود به جرم عشق یه عمری پرپرت کنم؟...

         حیف تو نیست, کنج قفس چادر غم سرت کنم؟...

             مـن نـه قلنـدر شبـم , نـه قهـرمـان قصـه هـا...

                 نـه برده ی حلقه به گوش , نه ناجی فرشته ها...

                     تـو ایـن دو روز زنـدگـی , شبیـه مـن فـراوونـه...

                         یه لحظه چشمات و ببند گذشتن از من آسونه...

                                من عاشقم همین و بس , غصه نداره بی کسی...

                                      قشنگی قسمت ماست که ما به هم نمی رسیم

 

+نوشته شده در ساعتتوسط SAMA & DANYAL |

 

 

 

 

ما به هم نمی رسیم ... حتی با نذر و نیاز

انگار که خدا دلش نمی خواد

ما به هم نمی رسیم ... حتی اگه آسمون

تا صبح از چشاش بارون بیاد

ما به هم نمی رسیم ... حتی اگه فرشته ها

برن پیش خدا وساطت بکنن

ما به هم نمی رسیم ... انگاری دیگه باید

به دوری از تو عادت بکنم

حالا می تونم که فقط عکسای تو رو ببوسم

تو که نیستی پیش من از دوریت دارم میپوسم

ما به هم نمی رسیم ... امان از غریبه ها

شدن یه دیوار بین ما

ما به هم نمی رسیم ... شدیم دو تا پرنده

تو دو تا قفس از هم جدا

ما به هم نمی رسیم ... انگار قسمت همینه

دوری و حسرت و قلبی آتشینه

ما به هم نمی رسیم ... انگار نمیشه دیگه

چشم من چشمای تو رو ببینه

 

 

+نوشته شده در ساعتتوسط SAMA & DANYAL |

 

 

امشب از آسمان ديده تو

روي شعرم ستاره ميبارد

در سكوت سپيد كاغذها

پنجه هايم جرقه ميكارد

شعر ديوانه تب آلودم

شرمگين از شيار خواهشها

پيكرش را دوباره مي سوزد

عطش جاودان آتشها

آري آغاز دوست داشتن است

گرچه پايان راه ناپيداست

من به پايان دگر نينديشم

كه همين دوست داشتن زيباست

از سياهي چرا حذر كردن

شب پر از قطره هاي الماس است

آنچه از شب به جاي مي ماند

عطر سكر آور گل ياس است

آه بگذار گم شوم در تو

كس نيابد ز من نشانه من

روح سوزان آه مرطوب من

بوزد بر تن ترانه من

آه بگذار زين دريچه باز

خفته در پرنيان رويا ها

با پر روشني سفر گيرم

بگذرم از حصار دنياها

داني از زندگي چه ميخواهم

من تو باشم ‚ تو ‚ پاي تا سر تو

زندگي گر هزار باره بود

بار ديگر تو بار ديگر تو

آنچه در من نهفته درياييست

كي توان نهفتنم باش

 

 

 

 

 

 

 

 

+نوشته شده در ساعتتوسط SAMA & DANYAL |

 

 

من صبورم اما...
به خدا دست خودم نيست اگر مي رنجم
يا اگر شادي زيباي تو را به غم غربت چشمان خودم مي بندم
من صبورم اما...
چقدر با همه ي عاشقيم محزونم!
و به ياد همه ي خاطره هاي گل سرخ
مثل يک شبنم افتاده ز غم مغمومم
من صبورم اما...
بي دليل از قفس کهنه ي شب مي ترسم
بي دليل از همه ي تيرگي تنگ غروب
و چراغي که تورا از شب متروک دلم دور کند
من صبورم اما...
آه اين بغض گران صبر چه مي داند چيست....

 

 

+نوشته شده در ساعتتوسط SAMA & DANYAL | |