|
غیر از غم عشق تو ندارم , غم دیگر
وقتی که مثل شراب مستم می کنی عاشق عشق می شم می پرستم می کنی وقتی که به من ميگی جون من بسته به جونت منو آروم می کنه اون صدای مهربونت نمی دونم که چرا دوباره ديوونه ميشی خراب و ويرونه ميشی بتی که داغونه می شم ابری که گريونه می شم نمی دونم که چرا دوباره ديوونه ميشی دوباره ديوونه می شم دل غمگين منو باز تو آروم می کنی می شکنه طلسم غم آخه جادوم می کنی وقتی که تو بد می شی باز دنيا رو سرم خرابه می بينم (بقیه اشو بلد نیستم دانیالم)
تو بهترين هم خونه اي براي اين تنهاترين من مي دونم سخته واست منو بفهمي شك مي كني به من و دل،شك مي كني به روزگار باور نداري كه چشات،كرده منو به عشق دچار قسم به هر چي عاشق دوست دارم يه عالمه رو تو كه بر ميگردوني برام بزرگترين غمه كاش مي تونستم كه يه روز،توي دلت پا بذارم توي چشات بمونم و باور كني دوست دارم باور كني تو رو مي خوام تو همه ي ثانيه هام منت بذاري و بياي،تو اين سفر تو پا به پام عزيز شدي واسه دلم،تو جا گرفتي تو چشام عشق بخون،عشق بخون، از تو تمناي صدام پنجره ها رو وا بذار،تا پربگيرم تو چشات منو ببين،منو بخواه،تو همه ي ثانيه هات .
به لب های تو می سازم کلامی
"دوستت دارم را دلاویزترین شعر جهان میدانم"
« دل »
روي آن شيشه تبدار تو را " ها " کردم اسم زيباي تو را با نفسم جا کردم حرف با برف زدم سوززمستاني را با بخار نفسم وصل به گرما کردم شيشه بد جور دلش ابري و باراني شد شيشه را يک شبه تبديل به دريا کردم عرق سردي به پيشاني آن شيشه نشست تا به اميد ورود تو دهان وا کردم در هواي نفسم گم شده بودي اي عشق با سرانگشت تو را گشتم و پيدا کردم با سرانگشت کشيدم به دلش عکس تو را عکس زيباي تو را سير تماشا کردم و به عشق تو فرآيند تنفس را هم جذب اکسيژن چشمان تو معنا کردم باز با بازدمي اسم تو بر شيشه نشست من دمم را به اميد تو مسيحا کردم پنجره دفترم امروز شد و شيشه غزل و من امروز براين شيشه تو را " ها " کردم آن قدر آه کشيدم که تو اين شعر شدي جاي هر واژه ، نفس پشت نفس جا کردم سما دوست دارم
کی گفته بود به جرم عشق یه عمری پرپرت کنم؟...
|
About![]()
فقط یک بوسه با من باش , ترانه ساز دیروزم !
Home
|