تبليغاتX
سمای دانیال منم .....

سمای دانیال منم .....

 

 

 من دوستت دارم همیشه.خوشبخت بشی دانی من.تو حق زندگی داری.دوستت دارم....

+نوشته شده در ساعتتوسط SAMA & DANYAL |

چقدر زود گذشت  از اون روزي كه برام گفتي عشق جاودان مني سما.چقدر زود گذشت.معني جاودانيت رو هم فهميدم.6ماه يعني جاودانيت.خيلي عاليه.اون عشق آتشين اگه قرار بود هنوز يه سال نشده فروكش كنه همون بهتر كه به فرجام نرسيد.تاريخ مصرف اين عشق تو كمتر از يه سال بود آقا داني.وقتي نيوشا اومد گفت بيا وبم دنيا رو سرم چرخيد فقط يه چيز جلوي چشمم اومدش ميدوني چي؟؟؟؟كلمه آخر آپت يادت مياد چي بود؟فكر نكنم اصلا يادت باشه كدوم آپ.اصلا يادت نمياد من كي هستم.يه كمي به مغزت فشار بيار شايد شايــــــــــــد يادت اومد.نه يادت نمياد.من  از يه مورچه كمتر بودم كه بخواي يادت باشه.اصلا نميدوني از چي حرف ميزنم.باشه.برو وبلاگت.كامنتاي يه سال منو بخون.همونايي كه با هم شروع كرديم به نوشتن.توي هر كدوم از وبلگات هر كدوم از آي ديات بري يه نام و نشوني از من هس.نكنه وبلاگاتم حذف كردي كه مبادا منو يادت بياد.آخي.چقدر دلم سوخت.عيبي نداره.يه مورچه اين حرفا رو نداره.

بذار خودم يادت بيارم.برام نوشتي

 

.                            سما به دادم برس عشق جاودانم...

 

 

سما ميخواست به دادت برسه ولي نشد.نذاشتن.نت رو قطع كردن.گوشيشو گرفتن.توي دانشگاه رفتن و با دوستاش گشتن تحريم شد.اون روزايي كه داني با دوستاش توي نت.نت.نت.نت.حرف ميزد و دردل ميكرد.اون شبايي كه با ايمان ميرفت بيرون گريه ميكرد.سما چه كار ميكرد؟نكنه داشت هرهر ميخنديد؟نه.فكر نكنم.بدبخت تر از اين حرفا بود.بعد از امير پشتت به داني گرم شده بود آخه.نه.هرهر نميخنديدش.مامان و بابا و خواهرش نميذاشتن 2 ثانيه تك باشه نكنه به ياد داني بيافته.حتي حق نداشتم تو اتاقم تنها باشم.چه برسه به گريه.تواون لحظه ها كه يه اس ام اس ميداد به ايمان تا از حال تو بپرسه ايمان توپ و تشر ميزد سرش.انگار ارث باباشو ميخواد.كاسه داغتر از آش شده بود.توي اون موقعها حتي نيلو نبود تا دردودلمو گوش بده..يا مژي كه باهام همدردي كنه و بگه الهي بميرم برات سما.

سما چقدر بيچاره شد.

 

ميدوني غرورمو جلوي امير نشكستم.حتي بعد از شبي كه اومد خواستگاريم بعد از اين همه حرف.وقتي گفت چرا نه؟گفتم نميخوام تورو.زود گفت دانيال؟گفتم نه.گفت پيداش ميكنم.به دست و پاش افتادم كه نه.

دانيال يا هر كسي كه اينو ميخوني تو نميفهمي من چي ميگم.نميفهمي.بگذريم.

اومدم بگم عشق جاودان اين بود؟؟ميذاشتي سال من شه بعد رخت عروسي تنت ميكردي داني.دختر قحط نبود.دير نميشدش.

تحملت انقدر كم بود؟يه مردي زنشو ميزد خيلي ميزد.بدجوري سياه و كبودش ميكرد بنده خدا رو.خانومه بعد از كلي دوندگي تونست طلاق بگيره.روزي كه ميخواست دوباره ازدواج كنه رفتن به شوهر سابقش خبر دادن.طرف سريع عين فشنگ بلند شد رفت دنبال زنش.عجيب ترسيده بود.گفت منو ريختي به هم.خدا شاهده نميذارم...همون روزا مرده سكته كرد و مرد.خانومه انقدر خانوم بود كه تا سال همون حيوون كه فقط كتك زدن بلد بود صبر كرد بعد ازدواج كرد.

خلااااااااااااااصه منظورم اينه كه والا اونم يه سالو تحمل كرد.من كه كتكتم نزده بودم كه فشنگ شدي توام عزيزم.عزيز مني هنوز؟؟؟نه.عزيز اون شدي.چند وقته؟نكنه يه ماه بعد از من؟همه ي ترسم از اينه از يه ماه كمتر باشه....

 

من به كنار.من مورچه.داداش مهدي داداش مهدي از دهنت نمي افتاد.يادت مياد اينو كه ايشالله؟دنيا بهترين خواهر بود.ولي يه خورده بي انصافي بود كه نري سراغشون و اداي آدمايي رو در بياري كه اصلا نت نميان.از كي ميترسيدي؟؟از من مورچه؟يا دنيا و مهدي هركول؟يا نيلو و مژي كه هر روز از من حالتو ميپرسيدن و من ميگفتم خوبه.سلام رسوند؟؟؟

همه ترسناك بودن به جزززززززززز نيوشا.چقدر خوب.آبجيت؟هه

 

خداحافظ عاشق جاودان.كاش معني كلمات رو آدما خوب بفهمن

 

 

+نوشته شده در ساعتتوسط SAMA & DANYAL | |

 

 

 

     تو رو به عشقمون قسم بیا بهم راستشو بگو.دارم میرم دانی.توروقرآن مجید دانیال

+نوشته شده در ساعتتوسط SAMA & DANYAL | |

 

 

 

                             تولدت مبارک

+نوشته شده در ساعتتوسط SAMA & DANYAL | |