... به خدا دست خودم نيست اگر مي رنجم يا اگر شادي زيباي تو را به غم غربت چشمان خودم مي بندم من صبورم اما... چقدر با همه ي عاشقيم محزونم! و به ياد همه ي خاطره هاي گل سرخ مثل يک شبنم افتاده ز غم مغمومم من صبورم اما... بي دليل از قفس کهنه ي شب مي ترسم بي دليل از همه ي تيرگي تنگ غروب و چراغي که تورا از شب متروک دلم دور کند من صبورم اما... آه اين بغض گران صبر چه مي داند چيست....
فقط یک بوسه با من باش , ترانه ساز دیروزم ! که من آواره لب هات در اوج گریه می سوزم . فقط یک بوسه با من باش به قد عمر یک لبخند به قد عمر یک بوسه در این مرداب بی پیوند در این دوزخ تمامم را به برق چشم تو دادم سکوتم خواهشی گنگ است برس امشب به فریادم ! در این کنج خراب آباد فقط یک بوسه با من باش مرا یک لحظه تو " ما " کن و کل عمر دشمن باش همین امشب پناهم باش که جانم آمده بر لب مرا گم کن در آغوشت در آن آتش همین امشب!
اینجا جائیه که فقط برای منو دانیاله.
سما : نامحرما نیان تو ... نظر کسی برام مهم نیس.جز دانیالم .... دانیال دوستت دارم عزیز دلم .... دوستت دارم ... ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
دانیال : نا محرما نیان تو ... نظر کسی برام مهم نیست جز سمام ... سما دوست دارم ...