به لب های تو می سازم کلامی سرود آشنایی یا سلامی ندارم جز غم عشق تو در سر ولی افسوس که از من جدایی * نمی دانی چه شوری در سرم بود نمی دانی چه شوقی در پرم بود نمی دانی چه بودم آن زمان ها کجا روز جدایی باورم بود * جدا گشتیم ولی در ریشه با هم جدا گشتیم ولی همیشه با هم اگر چه روی هم را ما ندیدیم ولی در انتظارو حسرت و غم * جدایی نقطه پایان ما نیست کسی یاریگر ما جز خدا نیست جدایی هم سرود دیگر ماست کسی آگه ز راز ما دوتا نیست * کبوتر های عاشق بوده ایم ما از این دنیای خاکی رو به بالا پر پرواز خود را باز کردیم پریدیم هر دو تامان تا کجا ها * جدایی اولش بی خانمانی ست جدایی آخرش یک یادگاری ست صفوف خاطرات تلخ و شیرین که آن هم صحنه ای از زندگانی ست * جدایی حاصل تقدیر دنیاست نویدش چشم امیدی به فرداست اگر یک قفل بسته باشدش نام کلیدش در میان آسمان هاست * جدایی آتشی از جنس آب است تو می گویی که نه! سربی مذابست به دیواری که محکم باشدش خشت جدایی ضربه از پی خراب است * جدایی قطره های اشک و آه است جدایی یک مسافر پا به راه است صدای یک وداع خانمانسوز و تصویر دلی بر روی ماه است * جدایی ساکت و خلوت نشین است فضای خالی یک همنشین است دلم آهسته در گوشم چنین گفت: جدایی هم قشنگ و دلنشین است * اگر پایان غم هایش تو باشی جدایی بهترین حرف زمین است
فقط یک بوسه با من باش , ترانه ساز دیروزم ! که من آواره لب هات در اوج گریه می سوزم . فقط یک بوسه با من باش به قد عمر یک لبخند به قد عمر یک بوسه در این مرداب بی پیوند در این دوزخ تمامم را به برق چشم تو دادم سکوتم خواهشی گنگ است برس امشب به فریادم ! در این کنج خراب آباد فقط یک بوسه با من باش مرا یک لحظه تو " ما " کن و کل عمر دشمن باش همین امشب پناهم باش که جانم آمده بر لب مرا گم کن در آغوشت در آن آتش همین امشب!
اینجا جائیه که فقط برای منو دانیاله.
سما : نامحرما نیان تو ... نظر کسی برام مهم نیس.جز دانیالم .... دانیال دوستت دارم عزیز دلم .... دوستت دارم ... ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
دانیال : نا محرما نیان تو ... نظر کسی برام مهم نیست جز سمام ... سما دوست دارم ...